صائن الدين على بن تركه

41

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم شكر و سپاس پروردگارى را كه شاهراه بندگى بارگاه جلالش كه به سرحد هدايت ابدى و سعادت سرمدى مىرود ، به فرستادن پيغمبران مرسل و افعال و اقوال غوايت‌زداشان « 1 » پى سپر و روشن گردانيد « 2 » . به جان گفت بايد نفس بر نفس * كه شكرش نه كار زبان است و بس و درود بر مهتر اين زمرهء صدق و صفا ، يعنى محمد مصطفى - صلى اللّه عليه و سلم « 3 » - : كه جمله آفرينش هست خاكش * هزاران آفرين بر جان پاكش و بر آل با كمال و اصحاب با صوابش كه با آنكه فرع اين شجرهء نبوت افنان‌اند ، اصل ثمرهء ولايت حقايق هدايت ، در آفرينش ايشان‌اند . اما بعد ، بر رهروان راست راه « 4 » بصيرت پوشيده نماند كه : از آنگاه باز كه شاهنشاه ممالك « تؤتى الملك من تشاء » سراپردهء سلطنت از شهرستان ازل بر فضاى صحراى آفرينش زد ، هميشه در بارگاه جلالش از بندگان صاحب كمال كه فرمان قضا مثالش به خلايق رسانند ، خالى نبود و همواره در هر زمانى « 5 » پيغمبرى كه زبان استعداد اهالى آن زمان داند و اصلاح احوال ايشان تواند بر طبق فرمودهء « وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ » برانگيزانيد . و آنچه از كلام حق جل و علا به دو فرود آمده بود ، ايشان را شنوانيد « 6 » « هريك از يكدگر گرامىتر » تا زمان هدايت نشان محمد مصطفى - صلوات اللّه و سلامه عليه - كه

--> ( 1 ) - ب : زدايشان . ( 2 ) - ب : بيت . ( 3 ) - ب : بيت . ( 4 ) - ب : راه راست . ( 5 ) - ب : هر زمان . ( 6 ) - ب : مصراع .